یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت :
شما سه ترم است که مرا از این درس
می اندازید.من که نمی خواهم موشک هوا کنم .
می خواهم در روستایمان معلم شوم .
دکتر جواب داد :
تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ،
ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که
یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند
+ تدوین توسط کمیل 881 در شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۰ و ساعت
20:3 |
