بسم الله الرحمن الرحیم*** امام رضا(علیه السلام): در قیامت کسی به من نزدیک تر است که در دنیا خوش اخلاق تر و نسبت به خانواده ی خود نیکوکارتر باشد (مسندالامام رضا(ع)،ج 1 ،ص 294) برای دسترسی به مطالب وبلاگ از ابتدای ایجاد وبلاگ تا کنون، به قسمت "موضوع بندی کل مطالب وبلاگ" و یا آرشیو وبلاگ واقع در ستون راست وبلاگ مراجعه فرمایید ناامیدی از دُعا
بسم الله الرحمن الرحیم


نا امیدی از دُعا

..:: در محضر حاج آقا مجتبی تهرانی ::..
 
 
مطلبي را مي‏خواهم عرض كنم كه در باب سرخوردگي است. يعني شخص در اجابت استعجال دارد و بعد به تأخير مي‏افتد، در اينجا موجب مي‏شود كه آن فرد قنوط كند و بعد هم مأيوس ‏شود. مأيوس كه شد، دعا را كنار مي‏گذارد. در اينجا او دعا كرده، اجابت به تأخير افتاده، بعد يأس ايجاد شده و ترك دعا مي‏كند. در پايان كار ترك دعا است.
 
مي‏خواهم در مورد تركِ دعا بگويم كه در معارف ما چگونه است؟ ترك دعا به‏طور كلّي، حال چه دعايي باشد كه به اجابت نرسيده و تأخير افتاده و چه دعايي كه اصلاً انجام نشده است. در اينجا ضميمه كردم كه بدانيد عقبات بسيار بدي دارد.
 
به همين خاطر از آن نهي شده و تعبيرات غليظي هم داريم.
 
در روايتي هست از پيغمبراكرم دارد:
«مَنْ لَمْ يَدْعُ اللهَ غَضِبَ اللهُ عَلَيْهِ»؛ خدا به كسي كه دعا نمي‏كند خشمگين مي‏شود.
حالا اين روايات را تك‏تك عرض مي‏كنم. دقّت كنيد! روايت ديگري است باز پيغمبراكرم كه: «قال رسول‏الله(صلّي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم): قال‏الله‏تعالي: مَنْ لاَ يَدْعُونِي أَغْضَبُ عَلَيْهِ»؛
يعني پيغمبر فرمود: «قالَ الله تَعالي» خدا فرموده است: كسي كه از من درخواست، دعا و تقاضا نكند، به او خشمگين مي‏شوم. خيلي صريح بيان مي‏كند.
 
خدا از عبد مي‏خواهد، امّا عبد نمي‏دهد!
 
روايت ديگري از پيغمبراكرم است كه: «يَخرُجُ مِنَ النَّارِ رَجُلُ فَيَقُول لَهُ رَبُّهُ تَعالى: ما تُعطيني إِن أَخرَجتُكَ؟»؛ شخصي است كه در روز قيامت سر از آتش‏ جهنّم بيرون مي‏آورد. خدا به او مي‏گويد: چه به من مي‏دهي اگر تو را از اين جهنّم نجات دهم؟ «فَيقُول: يا رَبّ! أُعطيكَ مَا تَسأَلُني»؛ هر چه بخواهي به تو مي‏دهم، فقط من را از اين آتش‏ها بيرون بياور. «فَيقُول لَهُ: كَذَبتَ»؛ خدا به او مي‏گويد: دروغ مي‏گويي! چرا؟ «وَ عِزَّتي قَد سَأَلتُكَ ما هُوَ أَهوَن مِن ذلِك»؛ قسم به عزّتم من از تو يك چيزي را درخواست كردم كه از اين درخواستم خيلي پائين‏تر و كمتر بود، امّا ندادي، «فلم تعطني»؛ خيلي پائين بود و از تو خواستم امّا به من ندادي. حالا چه چيزي خواسته؟ «سَأَلتُكَ أَن تَسأَلَني فَأُعطِيك»؛ من از تو خواستم كه در دنيا هر چه از من بخواهي به تو بدهم، «وَ تَدعُوني»؛ از من درخواست و دعا كن، «فَأَستَجيبُ لَك وَ تَستَغفِرُني فَأَغفِر لَك»؛ از من از گناهاني كه كردي پوزش بطلب، كه من مي‏خواهم تو را بيامرزم.
 
عبد به ربّش اعتنا نمي‏كند!
 
اين‏ها را در دنيا گفتم امّا نكردي، «اُدْعُونِي‏ أَسْتَجِبْ‏ لَكُمْ‏»؛ مگر من اين‏ها را نگفتم؟ ولي اصلاً اعتنا نكردي، امّا حالا اينجا كه آمدي و سر از آتش بيرون آوردي، مي‏گويم: چه به من مي‏دهي و تو مي‏گويي: هر چه بخواهي؟! آنجا كه از تو خواستم و همه‏اش به نفعت بود، حاضر نشدي!
+ تدوین توسط کمیل 881 در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۹ و ساعت 18:44 |
در صورت تمایل به مشاهده تمامی مطالب وبلاگ، میتوانید از قسمت"موضوع بندی کل مطالب وبلاگ" که در سمت راست بالای وبلاگ قرار دارد و یا از آرشیو استفاده فرمایید/ موسیقی وبلاگ به صورت اتوماتیک پخش میشود.