بسم الله الرحمن الرحیم
نا امیدی از دُعا
..:: در محضر حاج آقا مجتبی تهرانی ::..

مطلبي را ميخواهم عرض كنم كه در باب سرخوردگي است. يعني شخص در اجابت استعجال دارد و بعد به تأخير ميافتد، در اينجا موجب ميشود كه آن فرد قنوط كند و بعد هم مأيوس شود. مأيوس كه شد، دعا را كنار ميگذارد. در اينجا او دعا كرده، اجابت به تأخير افتاده، بعد يأس ايجاد شده و ترك دعا ميكند. در پايان كار ترك دعا است.
ميخواهم در مورد تركِ دعا بگويم كه در معارف ما چگونه است؟ ترك دعا بهطور كلّي، حال چه دعايي باشد كه به اجابت نرسيده و تأخير افتاده و چه دعايي كه اصلاً انجام نشده است. در اينجا ضميمه كردم كه بدانيد عقبات بسيار بدي دارد.
به همين خاطر از آن نهي شده و تعبيرات غليظي هم داريم.
در روايتي هست از پيغمبراكرم دارد:
«مَنْ لَمْ يَدْعُ اللهَ غَضِبَ اللهُ عَلَيْهِ»؛ خدا به كسي كه دعا نميكند خشمگين ميشود.
حالا اين روايات را تكتك عرض ميكنم. دقّت كنيد! روايت ديگري است باز پيغمبراكرم كه: «قال رسولالله(صلّياللهعليهوآلهوسلّم): قالاللهتعالي: مَنْ لاَ يَدْعُونِي أَغْضَبُ عَلَيْهِ»؛
يعني پيغمبر فرمود: «قالَ الله تَعالي» خدا فرموده است: كسي كه از من درخواست، دعا و تقاضا نكند، به او خشمگين ميشوم. خيلي صريح بيان ميكند.
خدا از عبد ميخواهد، امّا عبد نميدهد!
روايت ديگري از پيغمبراكرم است كه: «يَخرُجُ مِنَ النَّارِ رَجُلُ فَيَقُول لَهُ رَبُّهُ تَعالى: ما تُعطيني إِن أَخرَجتُكَ؟»؛ شخصي است كه در روز قيامت سر از آتش جهنّم بيرون ميآورد. خدا به او ميگويد: چه به من ميدهي اگر تو را از اين جهنّم نجات دهم؟ «فَيقُول: يا رَبّ! أُعطيكَ مَا تَسأَلُني»؛ هر چه بخواهي به تو ميدهم، فقط من را از اين آتشها بيرون بياور. «فَيقُول لَهُ: كَذَبتَ»؛ خدا به او ميگويد: دروغ ميگويي! چرا؟ «وَ عِزَّتي قَد سَأَلتُكَ ما هُوَ أَهوَن مِن ذلِك»؛ قسم به عزّتم من از تو يك چيزي را درخواست كردم كه از اين درخواستم خيلي پائينتر و كمتر بود، امّا ندادي، «فلم تعطني»؛ خيلي پائين بود و از تو خواستم امّا به من ندادي. حالا چه چيزي خواسته؟ «سَأَلتُكَ أَن تَسأَلَني فَأُعطِيك»؛ من از تو خواستم كه در دنيا هر چه از من بخواهي به تو بدهم، «وَ تَدعُوني»؛ از من درخواست و دعا كن، «فَأَستَجيبُ لَك وَ تَستَغفِرُني فَأَغفِر لَك»؛ از من از گناهاني كه كردي پوزش بطلب، كه من ميخواهم تو را بيامرزم.
عبد به ربّش اعتنا نميكند!
اينها را در دنيا گفتم امّا نكردي، «اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ مگر من اينها را نگفتم؟ ولي اصلاً اعتنا نكردي، امّا حالا اينجا كه آمدي و سر از آتش بيرون آوردي، ميگويم: چه به من ميدهي و تو ميگويي: هر چه بخواهي؟! آنجا كه از تو خواستم و همهاش به نفعت بود، حاضر نشدي!
+ تدوین توسط کمیل 881 در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۹ و ساعت
18:44 |
